English Persian
 
نقشه سایت تماس با ما درباره ما صفحه اصلی
 
تاریخچه

شركت سهامي سيمان اصفهان ، از نخستين واحدهاي توليد سيمان كشور واقع در جنوب غربي اصفهان ، در سال 1334 تحت شماره ثبت 496 مورخ 16 / 8 / 1334 توسط شادروانان مرحوم علي و حسين همدانيان با هدف ايجاد واحدهاي توليد سيمان , مشتقات آن و هر نوع فعاليت بازرگاني مربوطه تاسيس و از سال 1337 با توليد 200 تن كلينكر در روز (20 درصد ظرفيت توليد سيمان كشور در آن زمان) فعاليت خود را آغاز و طي پنج مرحله توسعه هم‌اكنون با ظرفيت 3200 تن در روز به فعاليت ادامه مي‌دهد .
شركت سهامي سيمان اصفهان مفتخر است كه با توليد انواع سيمان در طول 50 سال فعاليت خود ، سيمان مورد نياز تعداد زيادي از پروژه‌هاي مهم و زيربنائي كشور از جمله سد زاينده‌رود را فراهم نموده و همواره كوشيده است با توليد و تحويل محصولي با كيفيت برتر در راستاي برنامه‌هاي اصولي و زيربنائي رشد ، توسعه ، سازندگي و آباداني كشور حركت نمايد .


 
شادروانان مرحوم علي و حسين همدانيان بنيانگذاران شركت سهامي سيمان اصفهان

زنده‌ياد علي همدانيان در سال اول استقرار مشروطه (1287 ه.ش - 1907 ميلادي) و برادرش حسين دو سال بعد (1289 ه.ش) در خانواده‌اي مذهبي در اصفهان ديده به جهان گشودند .
پدر آنها حاج محمدرضا همداني از تاجران اصفهان بود و در انقلاب مشروطه نقش مثبت و فعال داشت . روحيه تلاش ، بلندپروازي و كارآفريني از نوجواني در آنان آشكار بود . آنان داراي انديشه‌اي خلاق ، مديريتي توانمند و شخصيتي تيزبين و آينده‌نگربودند .
علي همدانيان تاجر جواني بود كه در سن 27 سالگي با تاسيس شركت " صنايع پشم اصفهان " ، فعاليت صنعتي در سطحي وسيع را آغاز كرد . پس از رشد و توسعه شركت " صنايع پشم " و كسب تجارب جديد در سال 1329 با تاسيس شركت سهامي بافناز (شهناز سابق) ، فعاليت صنعتي وي وارد مرحله جديدي شد . برادر كوچكترش حسين در سرمايه‌گذاري و تاسيس شركت جديد با او همراه شد . مديريت توانمند و تلاشهاي خستگي‌ناپذير آنان ، شركت جديد را به سوي رشد و توسعه و شكوفائي هدايت نمود ، به طوري كه اين كارخانه به بزرگترين كارخانه نساجي در خاورميانه تبديل شد و محصولات آن به كشورهاي عربي و بويژه عربستان سعودي صادر مي‌شد . پارچه "تترون" براي اولين بار در ايران در اين كارخانه توليد و به عنوان محصولي عالي در كشور حرف اول را مي‌زد و اين كارخانه تا ساليان طولاني از بزرگترين كارخانه‌هاي ريسندگي و بافندگي در ايران بود .
در سال 1342 كه علي همدانيان به ديار باقي شتافت در كارخانه بافناز 4200 نفر كارگر زن و مرد به كار مشغول بودند كه روزانه 120000 متر پارچه و هزاران بقچه انواع نخ در آن توليد مي‌شد .
در سال 1334 علي و حسين همدانيان به عنوان سهامداران اصلي اقدام به تاسيس شركت سهامي "سيمان اصفهان" نمودند . شركت سهامي سيمان اصفهان به عنوان چهارمين كارخانه سيمان ايران در تاريخ 16/8/1334 تحت شماره ثبت 496 با هدف تاسيس واحدهاي توليد سيمان و مشتقات آن و هر نوع فعاليت و عمليات بازرگاني مربوط به آن ايجاد گرديد .
اين شركت با سرمايه يكصد و شش ميليون ريال به ثبت رسيد . اين سرمايه به 1060 سهم صدهزار ريالي تقسيم شده بود و علي و حسين همدانيان به ترتيب با 300 و 393 سهم , داراي بيشترين سهام بودند .
در آن سالها سيمان مصرف چنداني نداشت , ساخت و سازهاي دولتي و پروژه‌هاي زيربنائي كم بود و هنوز مردم به صورت جدي وارد ساخت و ساز و خانه‌سازي به سبك جديد نشده بودند . در آن هنگام كشور از مشكلات فراوان اقتصادي رنج مي‌برد و بازار مصرف مطالعه شده‌اي براي سيمان وجود نداشت .
از بين اعضاء هيئت مديره آقاي دكتر محمدرضا امين به عنوان نخستين مديرعامل كارخانه سيمان اصفهان انتخاب و شروع به كار نمود . وي داراي دكتراي فيزيك اتمي از دانشگاه يوتا آمريكا بود و در دانشكده فني دانشگاه تهران نيز تدريس مي‌كرد . دكتر محمدرضا امين همچنان كه از كارنامه‌اش پيداست ، مردي دانشمند ، درستكار و مديري توانمند و با لياقت بوده است .
دكتر امين در بيابان بي‌آب ، بي‌برق و بدون تلفن با همكاري سه كارمند ، دو راننده و يك مستخدم دفتر كه دربان هم بود در سال 1335 شروع ، كه اگر مطالعات زمين‌شناسي و بررسي خريد از كدام كارخانه را هم كه سال پيش از آن صورت گرفته بود , به حساب آوريم ، جمعا" سه سال طول كشيد تا اينكه كارخانه در سال 1337 به بهره‌برداري رسيد .
در آن سالها اصفهان از نظر تداركات صنعتي موقعيت مناسبي نداشت و حتي اقلام ساده‌اي چون تسمه پروانه ، پيچ و مهره و رول پلاك از تهران فرستاده مي‌شد .
در سال 1336 كه شركت سيمان اصفهان با بحران سرمايه روبرو شد . مكاتبات مديرعامل كارخانه آقاي دكتر امين با حسين همدانيان و تصميمهاي او و برادرش علي همدانيان براي نجات از اين بحران از خواندني‌ترين برگهاي زندگي آنان است .
بهره‌برداري از كارخانه سيمان اصفهان در شهريورماه 1337 با يك كوره 200 تني به روش تر آغاز شد . طراح و فروشنده ماشين‌آلات شركت پلي زيوس آلمان بوده است .
روزنامه اطلاعات دوشنبه 24/6/1337 در صفحه 12 با حروف درشت چنين عنوان كرد :
"كارخانه دويست تني سيمان اصفهان بدست نخست‌وزير ديروز افتتاح شد ."
"نخست وزير (دكتر اقبال) و اعضاي كابينه پس از بازديد كارخانه سيمان به آقايان علي و حسين همدانيان كه مبتكر و عامل ايجاد اين صنعت در اصفهان بوده‌اند ، تبريك گفتند . دكتر امين مديرعامل كارخانه در گزارش خود از چگونگي تاسيس سخن گفت و افزود : امور فني اين كارخانه بوسيله كارگران و متخصصين ايراني و سه نفر متخصص آلماني اداره مي‌شود . كارگران اين كارخانه عمدتا" اصفهاني و داراي تحصيلات ابتدايي و متوسطه مي‌باشند . بدون تجربه قبلي و در اثر كار و كوشش و باهوش و ذوق فطري توانسته‌اند در چنين مدت كوتاهي به رموز كار آشنا شده و مي‌توانند اكنون با همكاري صميمانه ، كه بين همه كاركنان اين كارخانه وجود دارد ، امور فني و اداري كارخانه را به وجه احسن اداره نمايند ..... در اينجا با اجازه از حضور حضار محترم از كليه كارمندان اداري و فني و كارگران اين كارخانه كه با صميميت و علاقه در اين مدت ، با روحي خستگي‌ناپذير به كار خود ادامه داده و در تاسيس و به كار انداختن اين كارخانه سهيم بوده‌اند ، تشكر نموده و از آقايان علي و حسين همدانيان كه مبتكر و عامل ايجاد اين صنعت در اصفهان مي‌باشند سپاسگزاري مي‌نمائيم ، موقع را مغتنم شمرده از حضور محترم هيئت دولت تقاضا دارم موضوع تاسيس دانشكده فني را در شهر صنعتي اصفهان كه موجباتي براي پيشرفت و تكميل كادر فني كارخانجات اصفهان و همچنين تحقق آمال ديرينه اهالي اين شهر تاريخي است ، مورد توجه مخصوص قرار دهند ."
(دكتر امين بعدا" خود مسئول ايجاد دانشگاه صنعتي آريامهر (شريف امروز) شد و با تاسيس شعبه اصفهان آن به اين آرزويش رسيد .)
اولين كوره كارخانه سيمان اصفهان در سال 1337 به ظرفيت 200 تن در روز و دومين كوره در سال 1341 به ظرفيت 300 تن در روز به بهره‌برداري رسيد .
علي همدانيان در سال 1342 دار فاني را وداع گفت و در مقبره خانوادگي واقع در تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد . حسين همدانيان كه همواره در فعاليتهاي اقتصادي و صنعتي برادر خود مشاركت داشت ، پس از درگذشت برادر مسئوليت اداره واحدهاي صنعتي را بر عهده گرفت . زنده ياد حسين همدانيان پس از درگذشت برادر خود در سال 1344 دست به كار بزرگ و بي‌سابقه‌اي زد و آن تاسيس موسسه خيريه علي و حسين همدانيان بود . تاسيس اين موسسه در واقع تولد بزرگترين بنياد خيريه و نيكوكاري در ايران در آن زمان بود . وي با تاسيس اين موسسه كليه سهام و اموال منقول و غير منقول و كارخانه‌ها را به موسسه مزبور واگذار كرد و مدت چند سال امور جاري موسسه را همراه با هيئت امناء خيريه اداره نمود .
حسين همدانيان در سال 1345 شركت سهامي قند نقش جهان را تاسيس و به ثبت رساند . هدف از تاسيس اين كارخانه تهيه و توليد شكر و محصولات قندي از چغندر ، همچنين تهيه علوفه و ساير محصولات از تفاله و ملاس چغندر بود . ظرفيت اين كارخانه در شبانه‌روز 1500 تن چغندر بود كه آن را به شكر و تفاله و ملاس تبديل مي‌نمود .
در سال 1346 خط سوم توليد در كارخانه سيمان اصفهان به ظرفيت 500 تن در روز به بهره‌برداري رسيد . با بهره‌برداري از خط جديد ظرفيت كارخانه به روزانه يكهزار تن كلينكر در روز مي‌رسيد .
از سال 1350 مامورين رژيم پهلوي به بهانه‌هاي بي‌اساس موسسه خيريه و شخص حسين همدانيان را تحت فشار قرار دادند . گناه همدانيان استقلال فكري‌اش بود و استقلال سرمايه‌اي كه به دربار وابستگي نداشت و از واشنگتن تاييد نشده بود . او حاجي‌زاده بود و در كانون فرهنگي ديگري رشد يافته بود ، طبيعي بود كه با اين بساط شاهي سازگار نباشد . اصولا" خميره تربيت و پرورشش طوري بود كه با اين جماعت نمي‌آميخت .
حسين همدانيان به دلايل ساختگي و بي‌اساسي دستگير و روانه زندان شد و چون داراي بيماري و ناراحتي قلبي بود ، تحت نظر به بيمارستان خورشيد در اصفهان منتقل شد .
فشار رژيم پهلوي تا آنجا ادامه يافت كه وي را جهت كسب آزادي و ادامه درمان بيماري وادار به تن دادن به خواسته‌هاي حكومت كردند . موسسه خيريه همدانيان به دليل عدم وابستگي فاقد صلاحيت تشخيص داده شد و در سال 1355 به سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي واگذار گرديد . سرانجام تحت فشار رژيم پهلوي اساسنامه موسسه در تاريخ 8/2/1355 تغيير يافت و منصوبين سازمان شاهنشاهي خدمات اجتماعي به عنوان هيئت امناء در راس اين تشكيلات قرار گرفتند .
حسين همدانيان پس از عزيمت به خارج از كشور جهت معالجه بيماري قلبي ، تا هنگام وفات در سال 1357 بدون دخالت در امور جاري موسسه زندگي خود را سپري و پس از درگذشت ، جسد وي را به اصفهان منتقل و در كنار برادرش در تخت فولاد اصفهان به خاك سپردند .
نام اين دو بزرگوار كه در طول حيات خود با تاسيس واحدهاي توليدي و اشتغال‌زا ، منشاء خدمات بسيار ارزشمندي به جامعه بوده‌اند ، در شهر اصفهان همواره با خير و نيكي و نوعدوستي و كارآفريني همراه بوده و خواهد بود .
تجلي روحيات مذهبي ، سازنده ، كارآفرين ، مصلح و خيرخواه از نظر خانوادگي و شخصيتي در مرحومين علي و حسين همدانيان از وصاياي آنان ، پيدا و آشكار است .
شادروان مرحوم علي همدانيان اعتقادي راسخ به دين و اخلاق و دستگيري از بينوايان داشت ، او درستكاري بي‌همتا در معامله و معاشرت بود و از هوشي سرشار در خواندن آينده برخوردار بود ، قاطعيت و ميل مفرط به كار از خصوصيات با ارزش او محسوب مي‌شد . او از هر چيزي مي‌توانست بگذرد جز اخلال در توليد و هر اقدامي كه سرعت آن را كند مي‌كرد . او توليد را يكي از تجليات خداي خود مي‌دانست و در اين اعتقاد راه مبالغه مي‌پيمود . كاري را كه مي‌خواست شروع كند بر پايه آينده‌نگري بود ، زماني كه اكثر بناهاي اصفهان اصلا" با سيمان آشنا نبودند و اين محصول جزء مصالح ساختماني نبود ، به تاسيس كارخانه سيمان اقدام كرد . اين در حالي بود كه سرمايه‌داران آن زمان , اكثرا" در زمينه‌هايي سرمايه مي‌گذاشتند كه بتوانند آشكارا و ملموس سود پولشان را ببينند ، يعني ريسك نمي‌كردند ، اگر چهره سود تيره و تار بود پا پس مي‌كشيدند ، اما چشمان تيزبين و آينده‌نگر علي ‌آقا در ظلمات رخنه مي‌كرد ، آنگاه به سودهايي مي‌رسيد كه دود از سر رقيبان بلند مي‌شد ! در علم اقتصاد به اين مي‌گويند ريسك حساب شده .
(بعد از دويست سال چكنم ؟!)
همه اصفهانيها و بعضي از هموطنان ما اين مشهورترين جمله علي همدانيان را بايد شنيده باشند : "بعد از دويست سال چكنم ؟!" در ابتداي فعاليتهاي كارشناسي مربوط به مكان‌گزيني كارخانه سيمان اصفهان ، كارشناسان آلماني تخمين زدند ، كه اگر كارخانه سيمان با همين ظرفيت كار كند ، معدن مجاور آن تا دويست سال ، مواد اوليه آن را تامين مي‌كند . علي همدانيان پس از شنيدن اين سخن از كارشناسان سوال مي‌كند : "بعد از دويست سال چكنم ؟!"
اين جمله معروف علي همدانيان از چنان شهرتي در اصفهان برخوردار است كه به صورت ضرب‌المثل در آمده و مردم هرگاه بخواهند از دورانديشي ، حسابگري و آينده‌نگري در كار و توليد سخن به ميان آورند ، اين جمله را نقل مي‌كنند .
آيا مرحوم علي همدانيان زراندوز بود ؟ با قاطعيت مي‌توان به اين سوال پاسخ منفي داد . حساب و كتاب و دفتر و دستك او نشان مي‌دهد كه هرگز اندوخته‌اي نداشته كه هيچ ، بلكه هميشه بدهكار بوده است ، هميشه دنبال وام و اعتباري مي‌دويده ، هميشه لقمه‌اي كه برمي‌داشته چند برابر ظرفيت دهان او بوده است ! نزد علي آقا پول خيلي بيشتر از آن ارزش داشت كه اندوخته شود .
او در كار و توسعه از طريق مشروع و درست آن بسيار طمع‌كار و پرتلاش بود ، اين كه يك ماشين را دو تا كند و ده نفر كارگر را بيست نفر ، اين شيوه زندگي او بود . كار براي او نه زن باقي گذاشت و نه هيچ لذت ديگري . لذت كار مداوم او را از توجه به بيماريهايش باز مي‌داشت . مرحوم علي همدانيان هشت هزار نفر را به كار مشغول كرد . اگر ميانگين تعداد هر خانواده را پنج نفر در نظر بگيريم ، به اين نتيجه مي‌رسيم كه چهل هزار نفر نان طيب و طاهر و حلال خود را از اين تشكيلات بدست مي‌آورده‌اند . جمعيت سال 1342 اصفهان را اگر 300000 نفر به حساب آوريم ، يك هفتم يا هشتم اين شهر از خدمات كارآفريني اين مرد بزرگ بهره‌مند بوده‌اند . مشاغل جانبي اين كارآفريني و توليد نيز به كنار . برخورد علي آقا با فقرا و مستمندان و مددجويان بسيار جالب بوده است كه حكايت از مديريت توانمند و آينده‌نگر او دارد . در اين ارتباط او به دو صورت عمل مي‌كرد :
اولا" به مستحقان بسيار پريشان روزگار مي‌رسيد ، بي‌آنكه متوجه شوند اين نعمت از كجا آمده و ثانيا" با ايجاد كار و تاسيس كارخانه‌هاي مدرن ، از گداي سائل بدش مي‌آمد .
در خيابان مجاور رودخانه كه اكنون "خيابان مطهري" ناميده مي‌شود ، همسايه حاج محمد جعفر كازروني بود ، صبح‌ها درب خانه كازروني مثل دكان نانوايي شلوغ بود از گدا و سائل ، مستخدم آقاي كازروني اندك چيزي به آنها مي‌داد و آنها را مي‌پراكند . اين برخورد كازروني بود با مستمندان ، اما برخورد علي آقا چطور ؟
به باغبانش دستور داده بود ، از آمدن اين گداها به در خانه من با قاطعيت جلوگيري كن و آنها را به كارخانه ريسندگي و بافندگي بفرست . در اين ارتباط داستان جالبي را نقل مي‌كنند ، روزي گدايي به درب كارخانه مراجعه و پول طلب مي‌كند ، علي آقا كاري به او محول مي‌كند ، مي‌گويد : "نمي‌توانم" . مي‌پرسد : "مي‌تواني راه بروي ؟"مي‌گويد : "آري" دستور مي‌دهد تا ظهر دور كارخانه فقط راه برو و بعد بيا مزدت را از من بگير!
اما در مصائب عمومي و اجتماعي ، علي آقا طور ديگري رفتار مي‌كرد . دكتر حسن لباف از قول مرحوم پدرش كه براي علي آقا پنبه مي‌خريده , چنين حكايت مي‌كند : در آن سال برخي از مردم واقعا" از شدت سرماي زمستان مي‌مردند . يك روز رفتم در كارخانه پيش علي آقا با او كار داشتم ، ديدم فكري است و مات مات نگاهم مي‌كند . حرفم يادم رفت ، در چشمهاي من نگاه كرد و گفت : ببينم مي‌تواني سر يك هفته پانصد لحاف كرسي و پانصد كرسي و پانصد گوني خاكه زغال جور كني ؟ چشمانم برق زد . انگار جان صد نفر ديگر را هم به من داده باشند و بي‌آنكه فكر عملش را بكنم گفتم : "بله آقا" و بيرون زدم . همان وقت از همان جا پارچه‌ها را برداشتم , پنبه‌ها را وزن كردم و دستور دادم ببرند به خانه قديمي‌اش در باغ همايون كه ديگر متروكه بود . بعد با دوچرخه راه افتادم و هر چه حلاج بود بسيج كردم و به آن خانه بردم . به هر چه نجار در شهر بود سفارش كرسي دادم ، ترتيب خاكه زغال را هم دادم و بيست و چهار ساعته حواسم جمع حلاجها بود كه خدايا آيا هفت روز هشت روز نشود ؟ سر هفته شاد و شتابان رفتم دفترش ، با نگاهش گفت : "كردي" و از نگاهم فهميد كرده‌ام ، دست كرد در كشو ميزش ، چند برگ كاغذ درآورد و گفت : "اينها را به اين آدرسها برسان" به سرعت خواستم از دفتر بيرون بيايم ، كه صدايم كرد و گفت "مبادا بفهمند از طرف من است". يك هفته با دوچرخه ، تو برف و تو گل و شل و روي يخ پا زده بودم . تمام صورت و دستهايم از سرما سياه شده بود . نگاهي به آدرس‌ها انداختم ، دود از سرم بلند شد ، از جوباره تا ته زينبيه ، از دردشت تا بيد‌آباد ، حالا چطوري اين آدرس‌ها را پيدا كنم ؟
فهميدم تازه كارم در آمده است كه هفته گذشته در مقابلش هيچ است . ديگر نمي‌خواهم بگويم اين لحاف و كرسي و خاكه را به چه كساني و چه جاهائي تحويل دادم ، بچه‌هايي كه مثل جوجه مي‌لرزيدند و از سرما سياه شده بودند ، پيرزنان و پيرمرداني كه نفس‌هاي آخرشان را مي‌كشيدند و توي چه دخمه‌هائي زندگي مي‌كردند ، بماند .
مرحوم علي همدانيان بجاي درمان بيشتر به پيشگيري مي‌انديشيد ، در پاسخ به اين سوال كه چه كنيم تا فقر توليد نشود ؟ به اين نتيجه رسيده بود كه : "بايد كار توليد كنيم ." او كار را بزرگترين دشمن فقر مي‌دانست و چنان اعتقاد عميقي به اين انديشه داشت كه تمام زندگي‌اش را روي آن گذاشت .
وي در هر يك توماني كه در مي‌آورد ، آن را زير و رو مي‌كرد تا ببيند چند ساعت و چند دقيقه كار سودآور و نه الكي و آفتاب غروب‌كن در آن پنهان است . وي سود حاصل از يك تومان را در قدرت ساعات كاري كه افزايش مي‌داد ، مي‌ديد ، نفس پول برايش ارزشي نداشت ، بلافاصله آنرا از خود مي‌راند ، پول را از يك جهت دوست داشت و آن اينكه با آن كار ايجاد كند و به توليد بپردازد . او همه چيز خود را فداي عشقش كرده بود : توليد بيشتر .
علي آقا فرزند نداشت ، پس جوش چه چيزي را مي‌زد ؟ او يك بار به يكي از دوستان گفته بود : "مي‌خواهم مردم كار بكنند تا بتوانند ، بچه‌هايشان را بگذارند درس بخوانند ، كه منورالفكر بار بيايند ."
زنده ياد علي آقا همدانيان در سن 56 سالگي ، پس از عمري تلاش و كوشش خستگي‌ناپذير و همراه با كارنامه‌اي ارزنده و درخشان در سوم ديماه 1342 در اثر بيماري ، چشم از جهان فرو بست .
زنده ياد حسين همدانيان به عنوان برادر ، شريك و وارث ، اهداف و برنامه‌هاي او را دنبال كرد . وي دو سال از علي آقا كوچكتر بود . حسين آقا نيز مانند برادرش كوشا و پرتلاش بود و مانند او نزد پدر در تجارتخانه محمدرضا همدانيان واقع در تيمچه ملك به كار مشغول بود . وي در بسياري از كارها و تاسيس و اداره شركتهاي متعددي با برادرش همراه بود .
حسين همدانيان بعد از اينكه علي آقا ايده تاسيس كارخانه شهناز را مطرح كرد در سرمايه‌گذاري آن شركت نمود . او همچنين در سال 1331 كه علي آقا ايده كارخانه سيمان را مطرح كرد باز هم به عنوان بزرگترين سهامدار در آن سرمايه‌گذاري نمود .
حسين آقا نيز با برادرش خصلتهاي مشتركي داشت ، هر دو مستبد ، بخشنده و سخاوتمند در جاي درست خود ،‌ پايبند به اصول مذهبي ، اخلاقي و اجتماعي و متفكري قوي در امور مالي بودند .
علي آقا لذت زندگي را در توليد مي‌ديد و حسين آقا در جمع كردن پول ، او پول را اهرم توليد مي‌پنداشت . حسين آقا تترون بافي را براي اولين بار در ايران آغاز كرد ، ظرفيت توليد سيمان را 20 درصد افزايش داد و كارخانه قند نقش جهان را تاسيس نمود ، اما اينهم در برابر كار سترگ او كه تاسيس "موسسه خيريه علي و حسين همدانيان" باشد ، چندان اهميتي ندارد .
روحيه نيكوكاري و نوعدوستي در حسين آقا نيز هميشه بارز و آشكار بود . او نيز رستگاري خود را نه تنها در مبارزه با فقر از طريق ايجاد كار و توليد جستجو مي‌كرد ، بلكه با تاسيس موسسه خيريه همدانيان ، در اين راستا گامي بس بزرگ برداشت .
در كارنامه او پرداخت شهريه به طلاب حوزه علميه اصفهان ، ساختن خوابگاه براي دانشجويان اصفهاني در دانشگاه تهران ، احداث خوابگاه و مسجد در دانشگاه اصفهان ، ساخت و تجهيز مدارس و خدمات ديگري مانند دادن وام شرافتي به دانشجويان بي‌بضاعت ، كمك به ساخت بيمارستانها و مساجد و كمك به بيماران ، فراوان ديده مي‌شود .
متن دست نويس شادروان حسين همدانيان در هنگام افتتاح يكي از مدارس ايجاد شده بوسيله موسسه خيريه همدانيان ، بخوبي بيانگر انديشه‌هاي بلند ، احساسات لطيف و روحيه نيكوكاري و نوعدوستي اين بزرگمرد است .
نقش او و تلاشهاي پيوسته‌اش در زمان حيات در توسعه و افزايش ظرفيت كارخانه سيمان اصفهان و ايجاد خطوط جديد توليد بسيار ارزنده و ستودني است .
اكنون پس از گذشت 40 سال از درگذشت زنده ياد علي همدانيان و 25 سال از درگذشت شادروان حسين همدانيان ، حضور سبزشان را همچنان در كارخانه‌هاي توليدي و صنايع سيمان ، قند و ريسندگي و بافندگي احساس مي‌كنيم و بر روح بلندشان درود مي‌فرستيم ، آنان كه با فكر و همت بلند ، نه تنها در رشد و توسعه اقتصادي و صنعتي استان اصفهان نقش مهم و ارزنده ايفا نموده‌اند ، بلكه با ايجاد موسسه خيريه همدانيان و وصاياي ارزشمند و گرانبهاي خو در زمينه‌هاي علمي ، فرهنگي و مذهبي ، آثار و خدمات ارزنده خود را به جامعه ، همچنان تداوم و استمرار بخشيده‌اند .

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شده به عشق
ثبت است بر جريده عالم دوام ما
روحشان شاد و يادشان گرامي باد

امتیازدهی
میانگین امتیازها:4 تعداد کل امتیازها:3
ارسال
چاپ
مشاهده نظرات
ارسال نظرات
نام
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
 
width=8width=8
width=5width=155
width=8width=8
شناسه کاربري  
کلمه رمز  
کدامنیت
وضعیت آب و هوا
اصفهان
26°
آفتابی
بیشینه دما
33°
کمینه دما
16°
طلوع آفتاب
6:40 قبل از ظهر
غروب آفتاب
7:23 بعد از ظهر

Copyright 2000-2009 , IsfahanCement co, All rights reserved / Powered by Dorsa Portal